























اجتماع پرشور مردم تنگستان در ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ با برگزاری نماز استغاثه، نوای مداحی و برگزاری تربیون آزاد، جلوهای از حضور گسترده و همدلانه مردان و جوانان این دیار را رقم زد. در ۲۱ فروردین ۱۴۰۵، مردم تنگستان با حضور گسترده در مراسم معنوی نماز استغاثه، صحنهای از همبستگی و شور دینی را رقم زدند. […]
در پی اجرای طرحهای توسعهای حوزه آبخیزداری در بخش بوشکان، یک استخر ذخیره آب ژئوممبران با حمایت سازمان بسیج سازندگی استان بوشهر به بهرهبرداری رسید. دکتر اکبر پورات، رئیس سازمان بسیج سازندگی استان بوشهر در گفتوگو با خبرنگار نشریه لیان بوشهر، با اشاره به اهمیت این طرح گفت: «در راستای حمایت از کشاورزان منطقه، تسهیلاتی از محل وامهای […]
جناب آقای دکتر سیمایی
وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری
سخنان اخیر شما در مراسم روز ملی روانشناس و مشاور، از یک جهت قابل تأمل و ارزشمند بود؛ آنجا که تأکید کردید روانشناسی یک علم تخصصی است و نمیتوان با چند توصیه اخلاقی، نقل قول یا موعظه، جای درمان حرفهای را پر کرد. این نگاه، در شرایطی که مرز میان علم و مداخلات غیرتخصصی در حوزه سلامت روان بارها مخدوش شده، سخنی مهم و مسئولانه است.
اما در کنار این سخنان، پرسشی جدی و بنیادین نیز شکل میگیرد:
اگر روانشناسی تا این اندازه برای جامعه امروز ضروری است، چرا هنوز جایگاه واقعی روانشناسان در ساختارهای اجرایی، درمانی، رسانهای و حمایتی کشور تعریف نشده است؟
امروز جامعه ایران با حجم گستردهای از فشارهای روانی مواجه است؛ از اضطرابهای اقتصادی و فرسودگی اجتماعی گرفته تا سوگهای جمعی، خشمهای انباشته، ناامیدی، مهاجرت، فروپاشی روابط انسانی و کاهش تابآوری روانی. در چنین شرایطی، روانشناسی دیگر یک انتخاب لوکس یا مسئلهای صرفاً دانشگاهی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت روانی و اجتماعی کشور است.
با این حال، واقعیت میدانی نشان میدهد که هنوز سلامت روان در سیاستگذاریهای کلان، اولویت واقعی محسوب نمیشود.
یکی از مهمترین مشکلات، مسئله دسترسی مردم به خدمات روانشناسی است. در شرایطی که هزینههای زندگی روزبهروز افزایش پیدا میکند، بسیاری از خانوادهها مراجعه به روانشناس را از سبد ضروری زندگی حذف میکنند. این در حالی است که بخش عمده خدمات روانشناسی همچنان تحت پوشش مؤثر بیمههای پایه و تکمیلی قرار ندارد. پرسش اینجاست که وقتی سلامت روان بهعنوان یک ضرورت اجتماعی شناخته میشود، چرا سازوکارهای حمایتی آن همچنان ضعیف و ناکارآمد است؟
از سوی دیگر، خود روانشناسان نیز با مشکلات متعددی مواجهاند؛ مشکلاتی که کمتر درباره آن صحبت شده است. سالها تحصیل دانشگاهی، هزینههای سنگین آموزشی، کارورزی، سوپرویژن، فرسودگی روانی ناشی از مواجهه مداوم با رنج انسانها، نبود امنیت شغلی، دشواریهای دریافت مجوز، نبود حمایتهای بیمهای و مالی، و در برخی موارد تضعیف جایگاه حرفهای، بخشی از واقعیت زندگی بسیاری از روانشناسان کشور است.
با وجود همه این مسائل، هنوز بسیاری از روانشناسان با تعهد حرفهای و مسئولیت انسانی در حال خدمت هستند؛ بیآنکه دیده شوند یا حمایت کافی دریافت کنند.
نکته نگرانکننده دیگر، نوع بازنمایی روانشناسی در بخشی از فضای رسانهای و فرهنگی کشور است. وقتی روانشناس در برخی آثار نمایشی به یک شخصیت طنز یا غیرجدی تقلیل پیدا میکند، بهتدریج مرجعیت علمی این حوزه در ذهن جامعه تضعیف میشود. نتیجه چنین وضعیتی، رشد روانشناسی زرد، گسترش مداخلات غیرتخصصی و افزایش اعتماد مردم به نسخههای غیرعلمی خواهد بود؛ مسئلهای که آسیب آن مستقیماً متوجه جامعه میشود.
واقعیت این است که بیتوجهی به علوم روانشناسی فقط آسیب به یک صنف نیست؛ بلکه هزینهای اجتماعی برای کل کشور ایجاد میکند. افزایش خشونت، اعتیاد، طلاق، فرسودگی اجتماعی، افت بهرهوری، بحران هویت در نسل جوان و کاهش سرمایه اجتماعی، بدون توجه جدی به سلامت روان قابل مدیریت نخواهد بود.
امروز جامعه روانشناسی بیش از آنکه نیازمند تقدیرهای مناسبتی باشد، نیازمند تغییرات ساختاری است؛ از پوشش واقعی بیمه خدمات روانشناسی گرفته تا تقویت جایگاه تخصصی روانشناسان در نظام سلامت، آموزش، رسانه و مدیریت بحرانهای اجتماعی.
انتظار ما این نیست که صرفاً از روانشناسی تمجید شود؛ انتظار این است که این علم و متخصصان آن، در عمل نیز دیده شوند.
سلامت روان جامعه، بدون توجه واقعی به جایگاه روانشناسان، امکانپذیر نخواهد بود.
با احترام
اسماعیل زارع زاده
روانشناس و مدرس دانشگاه